مرتضى مطهرى
248
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است كه دين را كهنه مىكند . گفتند براى اين كار خداوند در سر هر چند سال يك نفر را مىفرستد كه دين را تجديد كند ، چون كهنه مىشود ، گرد و غبار مىگيرد و احتياج به پاك كردن دارد . خدا در سر هر چند سال احتياج دارد كه دين را نو كند . اين را من در كتابهايى مىديدم ، و مىديدم كه عدهاى از علماى ما را در كتابها به نام « مجدّد » اسم مىبرند . مثلًا مىگويند ميرزاى شيرازى مجدّد دين است در اول قرن چهاردهم ، مرحوم وحيد بهبهانى مجدّد دين است در اول قرن سيزدهم ، مرحوم مجلسى مجدّد دين است در اول قرن دوازدهم ، محقق كَرَكى مجدّد دين است در اول قرن يازدهم . همينطور گفتهاند مجدّد دين در اول قرن دوم امام باقر عليه السلام است ، مجدّد دين در اول قرن سوم امام رضا عليه السلام است ، مجدّد دين در اول قرن چهارم كلينى است ، مجدّد دين در اول قرن پنجم طبرسى است و . . . ما مىبينيم علماى ما اين مطلب را در كتابهايشان زياد ذكر مىكنند ، مانند حاجى نورى كه در احوال علما ذكر كرده است يا صاحب كتاب روضات الجنات كه همين مجدّدها را نام برده است . در وقتى كه مىخواستم آن سخنرانى « احياى فكر دينى » را انجام بدهم به اين فكر افتادم كه اين موضوع را پيدا كنم . هرچه جستجو كردم ديدم در اخبار و روايات ما چنين چيزى وجود ندارد و معلوم نيست مدرك اين موضوع چيست . اخبار اهل تسنن را گشتم ، ديدم در اخبار آنها هم وجود ندارد . فقط در سنن ابى داود يك حديث بيشتر نيست ، آن هم از ابى هريره نقل شده است به اين عبارت : انَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لِهذِهِ الْامَّةِ عَلى رَأْسِ كُلِّ مِائَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَها دينَها . پيغمبر فرمود : خدا براى اين امت در سرِ هر صد سال كسى را مبعوث مىكند تا دين اين امت را تازه كند . غير از ابى داود كس ديگرى اين روايت را نقل نكرده است . حالا چطور شد كه شيعه اين را قبول كرده است ؟ . اين روايت از آن روايات خوش شانس و از اهل تسنن است . آنها در اين فكر رفتهاند و راجع به اين موضوع در كتابها زياد بحث كردهاند . مثلًا مىگويند اينكه پيغمبر گفته است در سر هر صد سال يك نفر مىآيد كه دين را تجديد كند ، آيا او براى تمام شئون دينى است يا اينكه براى هر شأنش يك نفر مىآيد ؟ يكى از علما مىآيد كه در كارهاى علمى اصلاح كند ، يكى از خلفا يا سلاطين مىآيد كه دين را اصلاح كند « 1 » . مثلًا در اول قرن دوم عمر بن عبد العزيز بود ، در اول قرن سوم
--> ( 1 ) هرچند در اينجا منافع خصوصى به ميان آمده است كه وقتى در هر قرنى يكى از علما را مجدّد حساب كردهاند ، براى اينكه خلفا را راضى كنند گفتهاند او وظيفهء ديگرى دارد ، در هر قرنى يك خليفه هم مىآيد كه دين را اصلاح كند .